نقشنمایِ اضافه
نقشنمایِ اضافه نشانهیي'ست برایِ بیانِ رابطه یا نسبتي میانِ دو واژه. این نشانه یک تکواژ و یک واژه است؛ البتّه کساني هم هستند که رایِ دیگري داشته باشند. اگر این نشانه را یک واژه بدانیم، روشن است که همچون دیگر واژگان حقّ دارد نوشته شود! این رفتارِ دو/چندگانهیِ ما با این واژه یا نشانه – که گاه مینویسیم-اَش، گاه نمینویسیم-اش و گاه با «ی»، چنان که در «موی کوتاه» حضور-اش را اعلام میکنیم – ناشی از کاستیِ خطِّ کنونیِ پارسی در نمایشِ واکههایِ کوتاه (ـَ، ـِ، ـُ) است.
از دیرباز این نشانه را به شیوههایِ گوناگون نمایش داده اند و در خطِّ پهلوی واژهیي جدا و مستقلّ به شمار میرفت و با نشانهیي با صدایِ /ای/ (i) و بافاصله از واژهیِ پیش و پس از خود نوشته میشد.
گذشته از این آشفتگیها و چندرأییها، اهمّیتِ این نشانه به اندازهیي هست که نتوان آن را به حدسِ خاننده واگذاشت! برایِ نمونه جملهیِ «این روش درست خاندن را به ما میآموزد» را سه گونه میتوان خاند:
- این روش درست خاندن را به ما میآموزد.
- این روشِ درست خاندن را به ما میآموزد.
- این روشِ درستِ خاندن را به ما میآموزد.
نوشتنِ این نشانه در همهجا کمک میکند «فکِّ اضافه» را نیز درست بخانیم؛ یعنی آنجا که نشانهیِ اضافه از میانِ دو واژه میاُفتد و دو واژه به صورتِ ترکیب در میآید؛ همچون کاردستی، آبلیمو.
نوشته نشدنِ این نشانه در خاندنِ متنهایِ کهنِ پارسی و نوشتههایي که نحوِ تازه یا ناآشنا دارند، دشواری میآفریند. این دشواری برایِ نوآموزانِ زبانِ پارسی – چه دانشآموزان و چه بیگانگان – گاه تا سالها ادامه دارد و حتّا در نوشتههایِ عادی نیز انس و آشناییِ بسیار لازم است تا بتوان جایِ این واژهیِ نانوشته را شناخت.
در این چند دهه برخي نویسندگان و ترجمهگران در جاهایي که دربایست میبینند، نشانِ «ـِ» را میگذارند و این کمترین کاري'ست که برایِ حلِّ این مشکل میباید. البتّه بسیار اند آنها که به اهمّیتِ این واژه پی برده و آن را همهجا مینویسند.
منابع:
۱. بازاَندیشیِ زبانِ فارسی، داریوشِ آشوری، نشرِ مرکز، تهران، ویرایشِ ۲، چاپِ سوم، ۱۳۸۲، صص ۱۳۶-۴۱.
۲. توصیفِ ساختمانِ دستوریِ زبانِ فارسی، محمّد رضا باطنی، نشرِ امیرکبیر، تهران، چاپِ چهاردهم، ۱۳۸۲، نمودارِ ساختمانِ جمله در صص ۴۴ و ۴۵.


