رویاروییِ دیانت با ملّیت، تا کِی؟
شخصي که آیتالله-اش میخانند، ادّعا کرده «عیدِ بزرگِ ایرانیان باید عیدِ غدیر باشد، عیدِ نوروز عیدِ درختان است». در خبرنامهیِ امیرکبیر خاندم. وی در اثباتِ ادّعای-اش به مجلسِ ایران اشاره کرده که ۲۵۰ تن از ۲۸۰ عضوِ آن غدیری شده اند.
نکاتي در این زمینه به ذهن-ام میرسد که یادآور میشوم:
۱. مجلس، خود، اقلّیتي بسیار اندک از مردمِ ایران است و جامعهیِ آماریِ مناسبي نیست.
۲. نوروز را همهیِ ایرانیان بیکم-و-کاست جشن میگیرند، از هر کیش و نژاد.
۳. بهار، از نشانههایِ روشنِ الاهی'ست، حتّا روشنتر از کساني که نشانهیِ خدا (آیتالله) میخانیم-اشان.
۴. دیرینگی (قدمت)ِ جشنِ نوروزِ چندهزار-ساله به درازایِ تاریخِ ایران و بسیار بیشتر از غدیر است.
۵. عیدِ غدیر را تنها به چشمِ جان میتوان دید، ولی نوبهاران را هرساله به چشمِ جان و تن میبینیم.
۶. از همه مهمّتر، هنگامي که سخن از ایران است، نمادهایِ ملّیِ ایران قد بر میافرازند، نه نمادهایِ گرانبهایِ دینی-مذهبی همچون غدیر که در میدانِ اِسلامیت طرح میشوند و نه تنها به ملّتِ ایران که به همهیِ مسلمانان تعلّق دارند.
۷. نباید فراموش کنیم بزرگداشتِ یک جشنِ بزرگِ ملّی به معنایِ کماَرزشیِ اَعیادِ بزرگِ اسلامی نیست. چه خوب میشد اگر جایگاهِ هریک را به درستی میشناختیم!


