اندر احوالِ ما ...
کوزهگر از کوزه-شکسته آب میخوره. | Kuzegar az kuze-ŝekaste âb mi xore. |
کوزهگر از کوزه-شکسته آب میخوره. | Kuzegar az kuze-ŝekaste âb mi xore. |
[واپسین ویرایش: شنبه ۷-۹-۱۳۸۸]
شاید بد نباشد پیش از خاندن این پُست نگاهي به دستورِ خطِّ فارسی بیندازید. نمیخاهم آن دستورِ پیچیدهیِ خطّ را نقد کنم، ولی در قواعدِ کلّیِ یادشده در وبگاهِ فرهنگستان، در نگاهِ نخست، مواردي میبینیم همچون حفظِ استقلالِ خطّ، تطابقِ مکتوب و ملفوظ، فراگیر بودنِ قاعده، سهولتِ نوشتن و خاندن و سهولتِ آموزشِ قواعد که من ندیدم هیچیک رعایت شود!
با توجّه به پارسیِ معاصر – نه پارسیِ کهن یا باستان – قانونهایي برایِ نوشتنِ پارسی تنظیم کرده ام که در اینجا به معرّفی و شرح و نشرِ آنها میپردازم. این قانونها در-بر-گیرندهیِ سرهمنویسی و جدانویسی، نگارشِ همزه و نشانههایِ کارامد در خطِّ پارسی ست که هم خاندن، هم نوشتن و هم آموزشِ قواعدِ نوشتاریِ پارسی را آسانتر میکند...
ماههایِ میلادی، در انگلیسی، عبارت اند از:
که همهیِ ما، کمابیش، تلفّظِ انگلیسی'شان را به خوبی میدانیم؛ امّا گاه ای فراموش میکنیم، که این واژگان از فرانسوی واردِ فارسی شده اند و، تلفّظِ فرانسوی'شان در فارسی کاربرد دارد؛ یعنی:
اصلِ این واژهها در فرانسوی عبارت است از:
| Mâhhâ ye milâdi, dar engelisi, ebârat and az:
ke hame ye mâ, kamâbiŝ, talaffoz e engelisi’ŝân râ be xubi mi dânim; ammâ gâh i farâmuŝ mi konim, ke in vâĵegân az farânsavi vâred e fârsi ŝode and o, talaffoz e farânsavi’ŝân dar fârsi kârbord dârad; yaɛni:
Asl e in vâĵehâ dar farânsavi ebârat and az:
|
اگه میخاین بفهمین کسي که تو چت offline شده، واقعن offline اه یا invisible، به یکي از دو وبگاهِ زیر برین، شناسهیِ Yahooیِ طرف رو وارد کنین و نتیجه رو ببینین. اشکال اش تنها این اه که شناسهها رو تک-تک باید امتحان کنین. مزیّتِ این وبگاهها این اه که شما بی این که واردِ Messenger بشین، میتونین بفهمین دوستها'تون online هستن یا نه.
http://www.invisible-scanner.com/
کار میکنه!
ديشب به همراهِ یکي از دوستان-ام رفته بودم پارکِ لاله. مردي با همسر و دختر-اش از کنارِ ما گذشتند. تصویري دیدم که ناخودآگاه به یادِ قابهایِ رویِ دیوارِ منیر خاتون افتادم؛ ولی جنسِ این تصویر با آن تصویرها تفاوتِ بسیار دارد.
این تصویر روشنگرِ تفاوتِ دو نسل بود که در دو سویِ یک مرد، شانه-به-شانه، راه میرفتند. نسلِ دیروزی روسریِ بزرگي بر سر داشت که تا رویِ شانههای-اَش را میپوشاند. روسری را زیرِ چانه گیره زده بود! روپوشِ گشاد و بلند-اش تا میانهیِ ساقهایِ پاهای-اش را میپوشاند و سرِ شانههای-اش اِپُل داشت. آستینهای-اش هم تا مچِ دست میرسید و در کُل، الگویِ خوبي برایِ پوششِ کاملِ بهدونِ چادر بود.
سمتِ دیگر، نسلِ امروزی بود، ولی نه روسری-اش تا رویِ شانههای-اش میرسید، نه مانتو-اش تا پایینِ زانوان-اش و نه آستینهای-اش تا مچِ دستان-اش! روسری-اش را زیرِ چانه گِره زده بود. مانتوِ تنگ-اش کوتاهترین اندازهیِ ممکن را داشت و در کمر تنگتر هم میشد. شلوارِ لی با رنگرفتگیهایي در جلو و پشتِ ران هم برایِ این نسل عادی به نظر میرسد. تاریکیِ شب و خُرده حیایي که در من بود، مرا از دقّتِ بیشتر بازداشت!
این نسلِ امروزي بود که در دامانِ نسلِ دیروز پرورش یافته بود؛ لحظهیي در این اندیشه شدم که نسلِ فردایي که در دامانِ نسلِ امروزی بزرگ میشود چهگونه خاهد بود!
این مقاله را خاندم که به مشکلِ اُتوماسیونِ خطِّ فارسی و ارائهیِ راهحلّهایي برایِ آن پرداخته است. مطالبي به ذهن-ام رسید که یادآوری-اش را شایسته دیدم.
در آغازِ این نوشته چند راهکارِ کلّی و موضوعی ارائه میشود:
۱. کاهشِ حروفِ نوشتاری با در نظر گرفتنِ تنها دو شکلِ کوچک و بزرگ برایِ حروف. این کار کارِ درخوری'ست. البتّه بیش از نیمي از حروفِ فارسی همین گونه اند، جز «ع، غ، ف، ق، ه» که چهار شکل دارند، «ط، ظ» که میتوان گفت یک شکل دارند و «د، ذ، ر، ز، ژ، و» که تکشکل اند و هیچگاه به حرفِ پس از خود نمیچسبند. شاید بهتر باشد شکلِ کوچکِ این شش حرف و حرفِ «الف» را به گونهیي طرّاحی کنیم که به حرفِ پس از خود بچسبند؛ و گر نه، این شش حرف، حرفِ کوچک نیاز ندارند و همان بهتر که یک شکل داشته باشند.
۲. نوشتنِ واژهمحور. این کار یکي از اُصولِ حروفچینی و نوشتن با کامپیوتر است؛ بدینگونه که میانِ واژهها یک فاصلهیِ کامل و میانِ اجزایِ واژه – اگر جدا نوشته شوند – نیمفاصله گذاشته میشود. با رعایتِ فاصلهها و نیمفاصلهها «مادر» با «ما در» تفاوت دارد؛ همچنین، «از او» را «ازاو» یا «میآید» را «می آید» نمینویسیم.