سی‌وب در باره بایگانی فهرست › اشتراک ›

نقدِ مقاله‏

چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸‏‏، ساعت ِ 13:3

    این مقاله را خاندم که به مشکلِ اُتوماسیونِ خطّ‌ِ فارسی و ارائه‌یِ راه‌حلّ‌هایي برایِ آن پرداخته است. مطالبي به ذهن-ام رسید که یادآوری-اش را شایسته دیدم. 

    در آغازِ این نوشته چند راهکارِ کلّی و موضوعی ارائه می‌شود:

    ۱. کاهشِ حروفِ نوشتاری با در نظر گرفتنِ تنها دو شکلِ کوچک و بزرگ برایِ حروف. این کار کارِ درخوری'ست. البتّه بیش از نیمي از حروفِ فارسی همین گونه اند، جز «ع، غ، ف، ق، ه» که چهار شکل دارند، «ط، ظ» که می‌توان گفت یک شکل دارند و «د، ذ، ر، ز، ژ، و» که تک‌شکل اند و هیچ‌گاه به حرفِ پس از خود نمی‌چسبند. شاید بهتر باشد شکلِ کوچکِ این شش حرف و حرفِ «الف» را به گونه‌یي طرّاحی کنیم که به حرفِ پس از خود بچسبند؛ و گر نه، این شش حرف، حرفِ کوچک نیاز ندارند و همان بهتر که یک شکل داشته باشند.

    ۲. نوشتنِ واژه‌محور. این کار یکي از اُصولِ حروف‌چینی و نوشتن با کامپیوتر است؛ بدین‌گونه که میانِ واژه‌ها یک فاصله‌یِ کامل و میانِ اجزایِ واژه – اگر جدا نوشته شوند – نیم‌فاصله گذاشته می‌شود. با رعایتِ فاصله‌ها و نیم‌فاصله‌ها «مادر» با «ما در» تفاوت دارد؛ همچنین، «از او» را «ازاو» یا «می‌آید» را «می آید» نمی‌نویسیم. 

    ۳. پیوسته‌نویسیِ واژگانِ مرکّب (پاره‌مند) و بهره‌گیری از «-» در ترکیب‌هایِ نامأنوس. این کار به نظر-ام کمي بحث‌انگیز اَست؛ چرا که باید بیندیشیم یا بحث کنیم که کدام ترکیب مأنوس است و کدام نامأنوس. از این رو، من طرفدارِ جدانویسی – با رعایتِ نیم‌فاصله – ام و تنها ترکیب‌هایي را سرهم می‌نویسم که اجزایِ آن‌ها رویِ‌هم معنایِ تازه‌یي می‌سازند. برایِ نمونه، چشمداشت، خودکار (نوشت‌افزار)، همراه (= با)، درامد (= پیش‌گفتار) را سرهم می‌نویسم؛ ولی خود-کار (اُتوماتیک)، هم‌راه (= هم‌مسیر)، درآمد (و هزینه) را جداگانه.۱ از سویِ دیگر، سرهم‌نویسی گاهي دنباله‌یِ درازي از صامت‌ها می‌سازد که بازشناختنِ جایگاهِ مصوّت‌ها در میان-اِشان دشوار می‌شود؛ به ویژه برایِ کساني که کم‌تر فارسی می‌دانند.

    ۴. نگارشِ حروفي که خانده می‌شوند، ولی نوشته نمی‌شوند. این نیز پسندیده است و من، خود، دیرگاهي'ست همه‌یِ واژگان را همان‌گونه می‌نویسم که خانده می‌شوند؛ مانندِ «اِلاه، زکات، حتّا، فعلَن» به جایِ «اِله، زکوة، حتّی، فعلاً» که به زبان‌نگاره‌یِ عربی اند.۲

    ۵. قراردادِ نشانه‌یي برایِ کسره‌یِ اضافه. درباره‌یِ این مسئله نیز سخن‌ها بسیار است و نظرها گوناگون. من نیز، پیش‌تر، مطلبي در این باره نوشته ام. خل‍اصه‌وار، نوشتنِ این نشانه بسیار کارامد و راهگشا'ست.۳

    ۶. حذفِ اِعراب‌گذاری. این کار در بودِ حروفِ «ا، و، ی» که چند آوایِ گوناگون دارند، گاهي صامت اند و گاهي مصوّت، شایسته نیست؛ مگر این که چاره‌یِ دیگري برایِ این مشکل بیندیشیم. با حذفِ اعراب‌گذاری، واژگانِ یک‌شکل که واگفتِ متفاوت دارند، بسیار می‌شوند؛ همچون «جو، جَو، جُوْ».۴ جالب است که در ادامه‌یِ مقاله، نگارندگان، خود به این مشکل اشاره می‌کنند که قرار گرفتنِ پیاپیِ صامت‌ها یکي از بزرگ‌ترین کاستی‌هایِ خطّ‌‌ِ فارسی'ست.

    ۷. عدمِ تمایزِ میانِ «آ» و «ا». با حذفِ «آ»، حرفِ اَلف نشانگرِ چهار آوایِ «اَ، اِ، اُ، آ» می‌تواند باشد و این کار عقبگردي'ست به سویِ پیچیدگیِ بیش‌ترِ خطّ؛ این که همان‌گونه که در پاراگرافِ پیش گفته شد، مشکلِ چندآوایی را حلّ کنیم تا «ا» تنها نشانگرِ صدایِ «آ» باشد و برایِ «اَ، اِ، اُ» نشانه‌هایِ دیگري داشته باشیم. در ادامه‌یِ مقاله، به این مشکلِ چندآوایی اشاره می‌شود، ولی در این‌جا این مسئله نادیده گرفته شده است!۵

    ۸. حذفِ «لا» و نوشتنِ آن در دو نویسه. همه‌یِ ما، کمابیش، این نشانه را مدّتي پس از یادگیریِ خاندن و نوشتن شناخته ایم، بیش‌تر در خاندنِ قرآن و دعاهایِ عربی. این، گویایِ همین نکته است که «لا» همچون نشانه‌یي جدید در ذهنِ ما جا گرفته. از این رو، بهتر است آن را از فونت‌ها حذف کنیم و آن را به شکلِ عادی، «ل‍ا»، بنویسیم: «ل‍ازم، سل‍ام» به‌ جایِ «لازم، سلام».

    ۹. چپ‌نویسی. از آن‌جا که در دنیا زبان‌هایِ دیگري هم هستند که راست-به-چپ نوشته می‌شوند، این تغییر چندان دربایست و ضروری نمی‌نماید. افزون بر این، این کار تغییري کلّی در سامانه‌یِ نوشتاریِ ِفارسی به شمار می‌رود. با این‌همه، روشن است که این کار نیز مشکل‍ات و دشواری‌هایي را از سرِ راهِ ما بر می‌دارد.

    در ادامه‌یِ مقاله به مشکلِ به‌جا و مهمّي اشاره می‌شود: حروفِ همانند و پرنقطه! نقطه‌هایِ زیاد و همانندی‌هایِ حروفِ کنونیِ فارسی کارِ خاندن-و-نوشتنِ فارسی را دشوار می‌کند. البتّه بخشي از این مشکل با حذفِ حروفِ هم‌آوا رفع می‌شود – برایِ نمونه حذفِ «ث، ص» که هم‌آوایِ «س» هستند – ولی باز کافی نیست؛ چرا که حتّا پس از حذفِ این حروف، هنوز هم «ب، پ، ت»، «ج، چ، خ»، «ر، ز، ژ» «س، ش» «ک، گ» داریم که همانند اند و تفاوت-اِشان در نقطه یا سرکش است. (برایِ این مشکل هم راهکاري دارم که در کمي خیال‌پردازانه به آن پرداخته ام.)

 

    در پایان، باید توجّه داشته باشیم که مشکلِ اتوماسیون را نمی‌توانیم حلّ کنیم، بی آن که به مشکلِ اَصلیِ خطّ بپردازیم. نمی‌توانیم با دست یک جور بنویسیم و با کامپیوتر جورِ دیگري. از سویِ دیگر، اگر مشکلِ خطّ در میانِ خودِ مردم حلّ شود، اتوماسیون نیز در پیِ آن بهبود خاهد یافت.

 


ته‌نوشت‌ها:

۱. روشن است در این زبان‌نگاره «-» هنگامي به کار می‌رود که نیم‌فاصله اثري در جداسازی نداشته باشد؛ همچون خود-کار – که «د» و «ک» خود-به-خود جدا نوشته می‌شوند؛ از این رو، برایِ نشان دادنِ جدایی-شان «-» می‌گذاریم.

کاربردِ دیگرِ «-» در ترکیب‌هایِ عطفی'ست؛ همچون آب-و-رنگ، (بی)سر-و-پا، رفت-و-آمد، کند-و-کاو، گفت-و-گو. سرهم‌نویسیِ این واژگان خاندن-اشان را دشوار می‌کند و فاصله انداختن میان-اشان نادرست است. [جُستار: یادداشتي برایِ جُستار]

۲. اندیشه‌یي کمي تندتر هم هست که حتّا واژگاني چون «خواهر، خواست، خواب» را نیز به شکلِ «خاهر، خاست، خاب» می‌نویسد – یعنی به همان شکلي که خانده می‌شوند. بدین‌ترتیب، می‌توان بندِ دیگري به این مجموعه افزود: ننوشتنِ حروفي که خانده نمی‌شوند.

۳. از دیدِ من، بی‌هوده نیست اگر برایِ «ی»ِ وحدت یا نکره نیز نشانه‌یي ویژه قرار دهیم. در خطّ‌ِ‌ پهلوی هم کسره‌یِ اضافه و «ی»ِ نکره نشانه‌هایي ویژه برایِ خود داشتند، که کسره‌یِ اضافه با فاصله نوشته می‌شد و «ی»ِ نکره جداگانه ولی بی‌فاصله.

۴. پیش‌تر در بهکردِ خطّ‌ِ فارسی راهکارهایي برایِ حلّ‌ِ‌ مشکل این حروفِ چندآوا از داریوشِ آشوری نقل کردم.

۵. گویی گرایشِ نگارندگانِ مقاله به خطّ‌‌ِ پهلوی دیدِ آن‌ها را بر برخي کاستی‌هایِ آن بسته است. در خطّ‌ِ پهلوی بسیاري از واژگان یکسان نوشته می‌شوند و خاننده با توجّه به معنایِ جمله باید واگفتِ واژه را دریابد؛ برایِ نمونه، «آبـِـرو» و «اَبرو»، هردو، به شکلِ «ابرو» نوشته می‌شوند. در خطّ‌ِ پهلوی حتّا حروفِ «پ، ج، چ، ز، ف، ژ» هنگامي که به حرفِ پیش از خود می‌چسبند، یک‌شکل نوشته می‌شوند که دشواریِ دوچنداني برایِ خاننده می‌آفریند! [نامه‌یِ پهلوانی، فریدونِ جنیدی]

خطّ ۆ نگارش