سی‌وب در باره بایگانی فهرست › اشتراک ›

نشانه‌گذاری

سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۸‏‏، ساعت ِ 1:15

[واپسین ویرایش: پنج‌شنبه ۱۲-۶-۱۳۸۸]

 نقطه (.)

ــ در پایانِ جمله‌اي که پرسشی یا تعجّبی نباشد:

در زدم. کسي پاسخ نداد. دوباره در زدم.

ــ گاهي در کوته‌نوشتها:

ه‍.ش.            نک‍.            ت.ت.              ب.ظ.

 

 ویرگول (،) 

     ویرگولها نشانگرِ مکثِ کوتاهي اند و جمله را به چند پاره بخش می‌کنند تا معنای‌اش آسان‌تر درک شود.

ــ جدا کردنِ واژگان در یک سیاهه، ولی بیش‌تر پیش از «و» حذف می‌شوند:

یک دسته رُزِ سرخ، صورتی و سفید

چای، قهوه، شیر، یا شیرکاکائویِ داغ

ــ جدا کردنِ عبارتها و بندها:

اگر خونسرد باشی، زمان را دریابی، تمرکز کنی، بی‌گمان در آزمونِ رانندگی پذیرفته می‌شوی.

خسته-و-کوفته از همه‌یِ هیجانهایِ مهمانی، بچّه‌ها زود به خاب رفتند.

»» Edâme ye neveŝte ... ادامه یِ نوشته ««

خطّ ۆ نگارش 

آخیشش…‏

جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۸‏‏، ساعت ِ 23:59

    سرانجام مردم‌آزاریهایِ ماهِ شعبان – که در پایانه این دو هفته به اوجِ خود رسیده بود – به سر آمد و تا محرّم می‌توانیم چند ماه را آسوده بگذرانیم.

    وای بر ما اگر برایِ شاد بودن دیگران را می‌آزاریم یا از رنجشِ دیگران شاد ایم! وای بر ما مردم‌آزاران که نه شادیها-مان به شادی می‌ماند و نه سوگواریها-مان به سوگواری، و وحشیگری در تار-و-پودِ زندگی‌مان رخنه کرده است.

    فرهنگي که شادی کردن را نارَوا و حرام بداند و مردم‌اش برایِ شادی در پیِ بهانه باشند، بهتر از این بار نمی‌دهد.


چهلمین یادگارِ خونِ سرو‏

سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۸۸‏‏، ساعت ِ 0:42

    میانِ دو سالروزِ مهمّ هستیم، ولادتِ امام حسین و اِمام مهدی. یکي آغازِ راه را نشان‌اِمان داد و دیگري هدف را به ما یادآوری می‌کند؛ هدفي که دست‌یافتنی نیست جز با هم‌یاری، هم‌دلی و همراهیِ مردم، نه با زور و کشتنِ مردمِ بی‌دفاع. که اگر به‌زور و با کشتار می‌شد، چه نیازي بود به پنهان شدن از چشمِ مردم؟! اگر با نیرویي فراعادی و فرامادّی می‌خاست بشود، همان روزِ نخست می‌شد و به روزِ دهم نمی‌کشید. ما تازه در آغازِ راه ایم … .

    به یادِ همه‌یِ شهیدانِ راهِ آزادی و آزادگی!

دلا دیدی که خورشید اَز شبِ سرد / چو آتـش ســر زِ خاکستـر بــرآورد

زمین و آسمـــان گل‌رنــگ و گــلگون / جهان دشتِ شقایق  گشت از این خون

نگر تا این شبِ خونین سَحَر کرد / چـه خنجرهــا که از دلها گذر کرد

زِ هر خونِ دلي سروي قد افراشت / به هر سروي تذروي نغمه برداشت

صدایِ خون در آوازِ تذرو است / دلا این یـادگارِ خونِ ســرو است

 

پی‌نوشت:

در متونِ دینیِ ما به شماره‌یِ ۴۰ توجّهِ ویژه‌اي شده است: با موسا چهل شب وعده گذاشته شد (۲: ۵۱ و ۷: ۱۴۲)؛ سرزمینِ مقدّس چهل سال بر بنی‌اسراییل ممنوع شد (۵: ۲۶)؛ کمالِ رشدِ انسان در چهل‌سالگی ست (۴۶: ۱۵)؛ محمّد در چهل‌سالگی برانگیخته شد؛ سفارش شده خاسته‌هایِ خود را در چهل سَحرِ پیاپی از خدا بجوییم؛ چهلمِ امام حسین (اربعین) را بزرگ می‌داریم و … . 

یادبود 

نویسش/نگارش‏

پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۸‏‏، ساعت ِ 19:18

    به جمله‌یِ زیر دقّت کنید:

    او زیبا می‌نویسد.

    چه‌گونه می‌توان فهمید منظورِ گوینده هنرِ نویسندگی و فنّ‌ِ اَدبیِ او ست یا خوش‌خطّی‌اش؟ حتّا ممکن است منظورِ دیگري داشته باشد!

    در فارسی دو فعلِ «نوشتن» و «نگاشتن» هست که به کمک‌اِشان می‌توانیم چهار مفهومِ جداگانه را انتقال دهیم:

    ۱. نویسندگی: پیشنهادِ من این است که «نوشتن» را تنها برایِ حوزه‌یِ نویسندگی به کار ببریم؛ یعنی چینشِ واژگان در کنارِ هم و ساختِ جمله برایِ آفرینشِ یک اثرِ هنری، ثبتِ مقاله‌اي علمی، تنظیمِ دادخاست یا جز اینها.

    واژگاني چون نویسنده، نویسندگی، نوشته، بازنویسی، انشا در این حوزه‌یِ معنایی می‌گنجند.

    ۲. نگارش: به نظر-ام، معنایِ «نگاشتن» را باید محدود کرد به شیوه‌یِ نوشتنِ واژگان؛ یعنی سرهم‌نویسی و جدانویسی، املا، نشانه‌گذاری و، در کلّ، شکلِ ظاهریِ متنها.

    واژگاني در این حوزه به کار می‌روند؛ همچون نگارش، نگارنده، نگاشته، حروف‌چینی، تایپ.

    ۳. نگارگری: معنایِ دیگري که از «نگاشتن» می‌توان کشید، نقّاشی ست. برایِ جلوگیری از هر ابهامي در رساندنِ این معنا، واژگانِ حوزه‌یِ ۲ را نباید به کار ببریم، بسا که بسنده کنیم به واژگاني چون «نگاره، نگارگر، نگارگری، نگارخانه»۱.

    ۴. خطّ-نویسی: با افزودنِ واژه‌یِ «خطّ» می‌توانیم حوزه‌یِ خوش‌نویسی را از نویسندگی جدا کنیم. «خوش‌نویسی و خطّ-نویسی»۲ واژگانِ اصلیِ این حوزه‌یِ کوچکِ معنایی هستند که به زیباییِ شکلِ ظاهریِ متنهایِ دست‌نگاشت (دست‌نویس) می‌پردازد؛ یعنی به خوش‌خطّیِ نگارنده اشاره دارد.

    برایِ روشن‌تر شدنِ تفاوتِ معناییِ حوزه‌هایِ ۱، ۲ و ۴ نمونه‌هایي می‌آورم:

    ۱: او زیبا می‌نویسد. (یعنی هنرِ نویسندگی می‌داند و نوشته‌های‌اش دل‌نشین است.)

    ۴: او زیبا خطّ می‌نویسد. (یعنی خوش‌خطّ است.)

    ۲: او فارسی را به شیوه‌یِ خاصّي می‌نگارد. (یعنی – همچون من، نویسنده‌یِ وبلاگ – در املا و جدانویسیِ واژگانِ فارسی شیوه‌اي خاصّ در پیش گرفته است.)

 


ته‌نوشتها:

۱. به جایِ نقّاشی، نقّاش، نقّاشی کردن، گالری.

۲. به جایِ خطّاطی و کتابت

انشا و نویسش