چهلمین یادگارِ خونِ سرو
میانِ دو سالروزِ مهمّ هستیم، ولادتِ امام حسین و اِمام مهدی. یکي آغازِ راه را نشاناِمان داد و دیگري هدف را به ما یادآوری میکند؛ هدفي که دستیافتنی نیست جز با همیاری، همدلی و همراهیِ مردم، نه با زور و کشتنِ مردمِ بیدفاع. که اگر بهزور و با کشتار میشد، چه نیازي بود به پنهان شدن از چشمِ مردم؟! اگر با نیرویي فراعادی و فرامادّی میخاست بشود، همان روزِ نخست میشد و به روزِ دهم نمیکشید. ما تازه در آغازِ راه ایم … .
به یادِ همهیِ شهیدانِ راهِ آزادی و آزادگی!
دلا دیدی که خورشید اَز شبِ سرد / چو آتـش ســر زِ خاکستـر بــرآورد
زمین و آسمـــان گلرنــگ و گــلگون / جهان دشتِ شقایق گشت از این خون
نگر تا این شبِ خونین سَحَر کرد / چـه خنجرهــا که از دلها گذر کرد
زِ هر خونِ دلي سروي قد افراشت / به هر سروي تذروي نغمه برداشت
صدایِ خون در آوازِ تذرو است / دلا این یـادگارِ خونِ ســرو است
پینوشت:
در متونِ دینیِ ما به شمارهیِ ۴۰ توجّهِ ویژهاي شده است: با موسا چهل شب وعده گذاشته شد (۲: ۵۱ و ۷: ۱۴۲)؛ سرزمینِ مقدّس چهل سال بر بنیاسراییل ممنوع شد (۵: ۲۶)؛ کمالِ رشدِ انسان در چهلسالگی ست (۴۶: ۱۵)؛ محمّد در چهلسالگی برانگیخته شد؛ سفارش شده خاستههایِ خود را در چهل سَحرِ پیاپی از خدا بجوییم؛ چهلمِ امام حسین (اربعین) را بزرگ میداریم و … .


