سی‌وب در باره بایگانی فهرست › اشتراک ›

نویسش/نگارش‏

پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۸‏‏، ساعت ِ 19:18

    به جمله‌یِ زیر دقّت کنید:

    او زیبا می‌نویسد.

    چه‌گونه می‌توان فهمید منظورِ گوینده هنرِ نویسندگی و فنّ‌ِ اَدبیِ او ست یا خوش‌خطّی‌اش؟ حتّا ممکن است منظورِ دیگري داشته باشد!

    در فارسی دو فعلِ «نوشتن» و «نگاشتن» هست که به کمک‌اِشان می‌توانیم چهار مفهومِ جداگانه را انتقال دهیم:

    ۱. نویسندگی: پیشنهادِ من این است که «نوشتن» را تنها برایِ حوزه‌یِ نویسندگی به کار ببریم؛ یعنی چینشِ واژگان در کنارِ هم و ساختِ جمله برایِ آفرینشِ یک اثرِ هنری، ثبتِ مقاله‌اي علمی، تنظیمِ دادخاست یا جز اینها.

    واژگاني چون نویسنده، نویسندگی، نوشته، بازنویسی، انشا در این حوزه‌یِ معنایی می‌گنجند.

    ۲. نگارش: به نظر-ام، معنایِ «نگاشتن» را باید محدود کرد به شیوه‌یِ نوشتنِ واژگان؛ یعنی سرهم‌نویسی و جدانویسی، املا، نشانه‌گذاری و، در کلّ، شکلِ ظاهریِ متنها.

    واژگاني در این حوزه به کار می‌روند؛ همچون نگارش، نگارنده، نگاشته، حروف‌چینی، تایپ.

    ۳. نگارگری: معنایِ دیگري که از «نگاشتن» می‌توان کشید، نقّاشی ست. برایِ جلوگیری از هر ابهامي در رساندنِ این معنا، واژگانِ حوزه‌یِ ۲ را نباید به کار ببریم، بسا که بسنده کنیم به واژگاني چون «نگاره، نگارگر، نگارگری، نگارخانه»۱.

    ۴. خطّ-نویسی: با افزودنِ واژه‌یِ «خطّ» می‌توانیم حوزه‌یِ خوش‌نویسی را از نویسندگی جدا کنیم. «خوش‌نویسی و خطّ-نویسی»۲ واژگانِ اصلیِ این حوزه‌یِ کوچکِ معنایی هستند که به زیباییِ شکلِ ظاهریِ متنهایِ دست‌نگاشت (دست‌نویس) می‌پردازد؛ یعنی به خوش‌خطّیِ نگارنده اشاره دارد.

    برایِ روشن‌تر شدنِ تفاوتِ معناییِ حوزه‌هایِ ۱، ۲ و ۴ نمونه‌هایي می‌آورم:

    ۱: او زیبا می‌نویسد. (یعنی هنرِ نویسندگی می‌داند و نوشته‌های‌اش دل‌نشین است.)

    ۴: او زیبا خطّ می‌نویسد. (یعنی خوش‌خطّ است.)

    ۲: او فارسی را به شیوه‌یِ خاصّي می‌نگارد. (یعنی – همچون من، نویسنده‌یِ وبلاگ – در املا و جدانویسیِ واژگانِ فارسی شیوه‌اي خاصّ در پیش گرفته است.)

 


ته‌نوشتها:

۱. به جایِ نقّاشی، نقّاش، نقّاشی کردن، گالری.

۲. به جایِ خطّاطی و کتابت

انشا و نویسش