سی‌وب در باره بایگانی فهرست › اشتراک ›

در دامِ خودبینی، در چاهِ نومیدی

چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۷‏‏، ساعت ِ 13:6

   مَردم چون در سختی می‌افتد یا دچارِ شکست می‌شود، می‌پندارد همه‌یِ سختی‌ها از آنِ او'ست و تنها او با این سختی‌ها وناکامی‌ها دست-و-پنجه نرم می‌کند؛ چرا که از دشواری‌ها، شکست‌ها و دغدغه‌هایِ دیگران بی‌خبر است، تنها «خود» را می‌بیند و سختی‌هایِ «خود» را حسّ می‌کند.

  در شگفت ام از این انسان که در شادمانی و شادکامی چه‌گونه می‌پندارد همه‌یِ پیشامدهایِ ناگوار و دشواری‌ها از آنِ دیگران است و او دچار اشان نخاهد شد!

   خود را، در گاهِ سختی، بدبخت‌ترینِ مَردمان و، در گاهِ شادی، خوش‌بخت‌ترین اشان می‌داند!!

   اینک به خود آ … .

یادداشت 

آن‌چه از مُحرّم فهمیدم …

شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۷‏‏، ساعت ِ 22:3

   فهمیدم مُحرّم ماهي'ست که مردم سیاه می‌پوشند؛ بگو-بخند نمی‌کنند؛ شادی و سرگرمی را رها می‌کنند؛ جشن نمی‌گیرند.

   فهمیدم به رقص و پای‌کوبی نمی‌پردازند، مگر در سوگواری‌ها و زیرِ پرچم‌هایِ سیاه.

   فهمیدم شب‌ها تا بامدادان بیدار اند و دیگران را نیز با صدایِ بلندِ بلندگوها بیدار نگه می‌دارند.

   فهمیدم به ترانه‌هایِ تند و رقص‌آور گوش نمی‌دهند، مگر سروده-اش درباره‌یِ کربلا و عاشورا باشد و خاننده-اَش سیاه‌پوشي ریش‌دار و دروغ‌پرداز که از هیچ کوششي برایِ درآوردنِ اشکِ شنوندگان فروگذار نمی‌کند.

   فهمیدم مُحرّم ماهی'ست که مردم از دل-و-جان هزینه می‌کنند برایِ:

   خریدِ طبل‌هایي با شعاعِ دو برابرِ بلندایِ یک اِنسان؛

   ساختِ نمادهایِ شگفت‌انگیز و گاه بی‌معنا از آهن و چوب و دست‌یازی به آن‌ها و گاه پرستیدن-اِشان؛

   کشیدنِ پسراني با چهره‌هایي آراسته بر پرده‌هایي بزرگ، با تکیه بر تواناییِ ذهن و خیالِ نگارگر؛

   برگزاریِ مراسمي پرسر-و-صداتر، نورانی‌تر، شلوغ‌تر، دیرپایان‌تر، پررفت-و-آمدتر و، در یک کلمه، باشکوه‌تر از دیگران، با آوازه‌خانِ به‌نام‌تر، خوراکِ گران‌بهاتر، چشم‌چرانیِ بیش‌تر و هر عاملِ دیگري که بتواند برتری-اشان را به رخِ دیگران بکشد.

   فهمیدم باید وانمود کرد؛ و دیگر هیچ ...!


تنهایی چه خوب اه!!

چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸۷‏‏، ساعت ِ 17:56

هر وقت بخای، می‌ری؛ هر وقت بخای، می‌آی؛ هر وقت بخای، می‌خابی؛ هر وقت بخای، پا می‌شی؛ هر چی بخای، می‌خوری؛ هر چی بخای، می‌خونی؛ هر چی بخای، می‌بینی؛ هر اندازه بخای، می‌خوری؛ هر اندازه بخای، می‌خابی؛ ;هر جا بخای، می‌ری؛ هر جا بخای، می‌مونی؛ خل‍اصه، هر کاري دل-اِت بخاد می‌کنی.

نه کسي نگران-اِت می‌شه، نه کسي به-ت گیر می‌ده، نه کسي سین-جیم-اِت می‌کنه! خود-اِت ای و خود-اِت!

ولی همیشه هر جا که باشی، یکي هست که همراه-اِت اه و حتّا یه لحظه رها-ت نمی‌کنه. اون دوس-اِت داره و به-ت وفادار می‌مونه. حتّا اَگه به-ش پشت کنی، باز هم بر می گرده پیش-اِت. اون تنهایی اه. قدر-اِش رو بدون!

یادداشت 

به‌نویس!‎‏

شنبه ۷ دی ۱۳۸۷‏‏، ساعت ِ 23:5

   در جی‌میل-ام پرسه می‌زدم که در سیاهه‌یِ پیوندهایِ ضمانت‌شده (Sponsored links)، پیوندي چشم-ام را گرفت با این عنوان:

نگارشِ آسانِ فارسی
 به‌دونِ اِستفاده از صفحه‌کلیدِ فارسی
سرویسِ رایگانِ اینترنتی
behnevis.com

   حتمن به آن سر بزنید، نرم‌افزارِ جالبي'ست. مناسبِ آن‌هایي'ست که صفحه‌کلیدِ فارسی ندارند و می‌خاهند فارسی بنویسند. در این فضا با حروفِ ل‍اتین بنویسید و ترانوشته‌یِ فارسیِ متن-اِتان را ببینید.

   البتّه پس از نوشتن، شاید واژه‌ها به تغییراتِ امل‍ایی نیاز داشته باشند که با خاندنِ «راهنما»ی-اش، چه‌گونه بنویسیم، می‌توانید از امکانات و طرزِ کارِ این نرم‌افزار آگاه شوید.

خطّ ۆ نگارش