سی‌وب در باره بایگانی فهرست › اشتراک ›

تصادف/برخورد‏

پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸‏‏، ساعت ِ 5:48

[واپسین ویرایش: دوشنبه ۲۳-۶-۱۳۸۸]

    همه‌یِ ما گاهي از تصادف گفته ایم یا درباره‌اش شنیده ایم. شوربختانه جمله‌هایي که ما برایِ بازگوییِ این پیش‌آمد به کار می‌بریم، پُر از ابهام اند و شنونده برایِ فهمِ بهترِ روی‌داد ناچار است بپرسد و توضیحِ بیش‌تري بخاهد.

    به این دو جمله بنگرید:

۱. او با ماشین تصادف کرد.

۲. او با موتورسیکلتِ علی با ماشین تصادف کرد.

    روشن است که چه ابهامي در این جمله‌ها هست! از این جمله‌ها هیچ‌گاه نمی‌توان دو طرفِ تصادف را تصوّر کرد. معلوم نیست «او» سوار بر چه بوده است و با چی برخورد کرده است.

    به نظر-ام ساده‌ترین راهکار به کار بردنِ «سوار» برایِ وصفِ «او» ست؛ یعنی:

۱-آ. او سوار بر ماشین (با ماشینِ دیگري / با موتورسیکلتي / با پیاده‌اي) تصادف کرد.

۲-ب. او (پیاده / سوار بر ماشین/موتورسیکلت) با ماشیني تصادف کرد.

۲-آ. او سوار بر موتورسیکلتِ علی با ماشین تصادف کرد.

۲-ب. او سوار بر ماشین با موتورسیکلتِ علی تصادف کرد.

    راهکارِ دیگر به کار بردنِ فعلهایِ «زدن» و «برخورد کردن» به جایِ «تصادف» است که البتّه همیشه و در همه‌جا چاره‌ساز نیست و گاه تغییرِ بنیادینِ جمله را می‌طلبد؛ فعلِ «زدن» به عمدی بودنِ روی‌داد اشاره دارد و در عوض، «برخورد کردن» توصیفِ بسیار دقیقي به دست می‌دهد:

۱-آ. —

۱-ب. ماشیني به او برخورد کرد.

۲-آ. او با موتورسیکلتِ علی به ماشیني برخورد کرد.

۲-ب. او با ماشین به موتورسیکلتِ علی برخورد کرد.

انشا و نویسش