سی‌وب در باره بایگانی فهرست › اشتراک ›

روش ء نویسندۀ در نگارش ء فارسی

شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۸‏‏، ساعت ِ 16:35

[واپسین ویرایش: شنبۀ ۲۳-۸-۱۳۸۸]

   دلیل و ضرورت ء أین همۀ تغییر را نمی‌دانم. اَصلن نمی‌دانم چرا باید أین همۀ بحث و حرف-ؤ-حدیث دربارۀی ء خطّ ء نوشتاری اْمان داشتۀ باشیم. بی‌شکّ مشکل‌ئ هست کۀ ما را چنین بی‌تاب کردۀ اَست! هر کس بۀ گونۀیئ در پی ء چارۀ اَست تا أین همۀ مشکل در خاندن، نوشتن و آموزش ء خطّ ء فارسی نداشتۀ باشیم. کار ء ما بۀ جایئ رسیدۀ اَست کۀ هر کس و ناکس‌ئ، همچؤن من، بۀ خؤد اِجازۀ می‌دهد در أین بارۀ نظر دهد، بگوید و بنویسد.

   باری، من نیز پس اَز اَندیشیدنهای ء بسیار و سبک-سنگین کردن ء روشهای ء اِفراطی و تفریطی ء گوناگون – اَز تغییر ء بنیادین ء خطّ بۀ خطّ ء ل‍اتین گرفتۀ تا نوشتن بۀ سبک ء پهلوی – بۀ أین نتیجۀ رسیدم تا قانونهایئ اِستثنا-ناپذیر برای ء خطّ ء فارسی در نظر بگیرم و، پیش اَز همۀ، خؤد اَز آنها پیروی کنم.

   اَز أین رو، پس اَز أین، متنهای اَم را در أین وبل‍اگ با رعایت ء اُصول ء زیر می‌نویسم:

آ) فاصلۀگذاری:

    ۱. واژگان ء مستقلّ – فعلها، ضمیرها، حرفهای ء ربط ؤ اِضافۀ و … – با فاصلۀ اَز واژۀهای ء پیش و پس اَز خؤد جدا می‌شوند.

    ۲. پیش اَز نشانۀهای ء نگارشی ء تکی، همچؤن نقطۀ، ویرگول و دؤنقطۀ، فاصلۀ گذاشتۀ نمی‌شود؛ ولی پس اَز آنها چرا:

من رفتم، ولی أو را ندیدم.

کیف، کتاب، دفتر و (جملۀی ء ناتمام)

ن‍میآیم (واژۀی ء ناتمام – بریدۀ-بریدۀ گفتن)

    ۳. درون ء نشانۀهای ء نگارشی ء دؤتایی، همچؤن کمان و قلّاب، فاصلۀ گذاشتۀ نمی‌شود؛ ولی بیرون اِشان چرا:

أین فرایند (پرؤسۀ) را بازترکیب می‌نامیم.

    ۴. برای ء واژگان یا نشانۀهایئ کۀ جدا ولی بی‌فاصلۀ نوشتۀ می‌شوند، نیم‌فاصلۀ (فاصلۀی ء صفر) می‌گذاریم. نیم‌فاصلۀ میان ء دؤ حرف، آنها را اَز هم جدا می‌کند، بی آن کۀ میان اِشان فاصلۀیئ بیندازد. همۀی ء تکواژهایئ کۀ با نیم‌فاصلۀ اَز هم جدا می‌شوند، باهم، یک واژۀ بۀ شمار می‌آیند.

آب‌میوۀگیری، ریاضی‌دان، می‌روم 

ب) همۀی ء حروف و صداها، جز واکۀهای ء کوتاه، همان‌گونۀ نوشتۀ می‌شوند کۀ واژگان خاندۀ می‌شوند؛ حروف ء ناخانا نیز نوشتۀ نمی‌شوند:

اِل‍اه، حتّا، وسطا، فعلن، واقعن، بینؤلمللی، آخرؤزّمان، خاهش، خاب، خاهر

پ) نشانۀهای ء گسترش‌یافتۀ:

    ۱. نقش‌نمای ء اِضافۀ بۀ شکل ء «ء» جدا و بافاصلۀ اَز واژۀ نوشتۀ می‌شود. اَگر واژۀی ء پیش اَز آن بۀ واکۀیئ جز «أی /i/» پایان بگیرد، «یِ» ء میانجی بۀ پایان ء واژۀ اَفزودۀ می‌شود:

کتاب ء خوب، دوست ء من، در ء خانۀی ء ما، موی ء بلند، سینی ء بزرگ

    ۲. نشانۀی ء نکرۀ یا وحدت بۀ شکل ء «ئ»، جدا و بی‌فاصلۀ اَز واژۀ نوشتۀ می‌شود. اَگر واژۀ بۀ واکۀیئ پایان بگیرد، «یِ» ء میانجی پیش اَز «ئ» نوشتۀ می‌شود و بۀ آن می‌چسبد:

کتاب‌ئ (= یک کتاب)، کتابهای‍ئ، سینی‌ی‍ئ، مردئ آمد، کس‌ئ هست، سایۀی‍ئ دیدم

    ۳. همزۀ همۀجا بۀ شکل ء «أ» و با نمایش ء واکۀی ء کوتاه نوشتۀ می‌شود (أ + ا = آ):

اَبر، مساَلۀ، اِمام، مسااِل، اُصول، آب، تآتر، أیمان، أو، مسأول، رأی

    ۴. همزۀی ء آغازین ء برخ‌ئ صیغۀهای ء فعل ء «بودن» (اَم، اَست، اَند) و ضمیرهای ء جانشین، هنگام‌ئ کۀ در واکۀی ء پیش اَز خؤد اِدغام می‌شود، بۀ شکل ء «اْ» نوشتۀ می‌شود:

پیدا اْست [بخانید: پیداست]؛ کتابها اْمان [بخانید: کتابهامان]؛ بینی اْم [بخانید: بینیم]

    ۵. نشان ء تشدید « ـّ » همۀجا و همیشۀ نوشتۀ می‌شود:

سدّ، تماسّ، مهمّ، معرّفی، قلّۀ

    ۶. واکۀی ء /e/ در پایان ء واژۀ، برای ء جلوْگیری اَز اِشتباه شدن با «ه /h/»، بۀ شکل ء «ۀ» نوشتۀ می‌شود:

گرفتۀ، دیدۀ، بۀ أو رسیدم، بالۀ، کۀ

    ۷. واکۀی ء /a/ در پایان ء واژۀ بۀ شکل ء «هْ» نوشتۀ می‌شود، کۀ در فارسی ء نوشتاری ء کنونی تنها در واژۀی ء «نهْ /na/» وجود دارد.

    ۸. «واو» با صدای ء /o/ بۀ شکل ء «ؤ» نوشتۀ می‌شود:

خؤد، خؤردنی، ولوؤ، دؤ، رفت-ؤ-آمد

    ۹. «واو» با صدای ء /w/ بۀ شکل ء «وْ» نوشتۀ می‌شود:

خؤدروْ، جوْ و گندم، موْ (= تاک)

ت) سرهم- ؤ جدا-نویسی:

   ۱. ضمیرهای ء جانشین بۀ شکل ء «اَم، اَت، اَش، اِمان، اِتان، اِشان» جدا و بافاصلۀ نوشتۀ می‌شوند. اَگر واژۀی ء پیش اَز آنها بۀ واکۀهای ء «آ /:a/» یا «أو /u/» پایان بگیرد، «یِ» ء میانجی بۀ پایان ء واژۀ اَفزودۀ می‌شود:

کتاب اَم، کاغذهای اِمان، پتوی اَم، سایۀ اَش، دستمزد اَش، کار اِتان

    ۲. پس‌وندها چسبان نوشتۀ می‌شوند:

سبزۀزار، گلزار، سنگل‍اخ، دانشگاه، کارگاه، کوهـِستان، شهرستان، آتشکدۀ، دهکدۀ، رودبار، جویبار، کوهسار، چشمۀسار، یخدان، جامۀدان، گلدان، گرمسیر، سردسیر، بهاران، تابان، ترسان-ؤ-لرزان، میرا، دانا، رانـَندۀ، پرندۀ، کارگر، ستمگر، پروردگار، خاستگار، خریدار، شنیدار، گفتار، دانشوَر، هنرور، عل‍اقۀمند، خردمند، دانشمند، تابناک، رازناک، اَندوهناک، اَندوهگین، خشمگین، باغبان، مهربان، خؤراک، پوشاک، هوشیار، بختیار، سپهبد، پدرانۀ، ماهانۀ، دانـِش، ورزش، سنگین، زرین، پشمینۀ، زرینۀ و سیمینۀ، ردۀگان، دهگان، سدگان، ساختمان، گفتمان، تیرگی، دستی، کاری، گیرۀ، پایۀ، نوشتۀ، دؤگانۀ، سۀگانۀ، هفتگانۀ، مرغـَک، پسرک، باغچۀ، ناوچۀ، گلگون، مهوَش، توتیوار، گوشوارۀ، مهسا، برقآسا، مهرآسا، پیلسان، تندیس، هشتـُم، ۸اُم، پنجمین 

    ۳.  نشانۀهای ء جمع – «ها»، «ان»، «ات» – بۀ واژۀ می‌چسبند:

درختها، کارها، خانۀها، دستها، درختان، دختران، واژگان، پلّکان

    ۴. نشانۀهای ء «تر» و «ترین» جدا و بی‌فاصلۀ نوشتۀ می‌شوند:

بزرگ‌تر، پُرتر، آسان‌تر، بیش‌ترین، سخت‌ترین، کارامدترین

    ۵. پیش‌وندها جدا و بی‌فاصلۀ نوشتۀ می‌شوند:

باهنر، باذوْق، بۀسزا، بۀخرد، بی‌هودۀ، بی‌کار، نادان، نَدانستۀ، ناسزا، فرومایۀ، فرادست، سرآشپز، هم‌کار، هم‌کلاسی، هم‌راه (= هم‌مسیر)

    ۶. نشانۀهای ء اَمر و نفی و نهی «ب‍ ، ن‍ ، م‍» و نیز شناسۀها بۀ فعل می‌چسبند. همزۀی ء آغازین ء فعلها، بۀجز «أی /i/»، پس اَز «ب‍ ، ن‍ ، م‍»، بۀ «ی» بدل می‌شوند:

بکَن، نبَست، نمی‌گوید، ندیدیم، نیافتم، مجو، مکُن، مسازید، بیفتند، بیاور، نینداخت، بأیست

    ۷. نشانۀی ء اِستمرار – «می» – جدا و بی‌فاصلۀ اَز فعل نوشتۀ می‌شود:

می‌بینم، می‌میرد، می‌سازی، می‌یابند، می‌آیید

    ۸. پیش‌وندهای ء «بر، در، وا، فرا، فرو، …» بی‌فاصلۀ اَز فعل نوشتۀ می‌شوند، مگر در حالت‌ئ کۀ میان ء پیش‌وند و هستۀی ء فعل نشانۀیئ – می، ب‍ ، ن‍ ، … – جدایی بیندازد:

براَنگیخت، فروبُرد، فراگیری، سررسید، درآمد، بازتابش، واگفت

بر می‌اَنگیخت، فرو نبُرد، سر برسد، در خاهد آمد، باز نمی‌تاباند

    ۹. واژگان ء مرکّب (کۀ اَجزای اِشان معنای ء اِستقل‍الی ء خؤد را دارند) جداگانۀ و بی‌فاصلۀ نوشتۀ می‌شوند:

کتاب‌خانۀ، شام‌گاه، مردسال‍ار، زیست‌شناسی، گران‌فروشی، کم‌رنگ، نیم‌تنۀ، فیزیک‌دان، اَندوه‌بار

    ۱۰. ترکیبهای ء بسیط-گونۀ (کۀ اَجزای اِشان معنای ء اَصلی ء خؤد را اَز دست دادۀ و روی‌هم معنای ء تازۀیئ ساختۀ اَند) سرهم نوشتۀ می‌شوند:

گل‍اب، خؤدکار، آبرو، اَلفبا، همسر، همراه (= با)، جوانمرد [کۀ بۀ معنای ء مرد ء جوان نیست]

ث) کاربرد ء «-»:

    ۱. در ترکیبهایئ کۀ بیش اَز دؤ جزأ ء مستقلّ دارند؛ همچنین، برای ء تأکید بر جدانویسی، بۀویژۀ پس اَز حروف ء «ا، د، ذ، ر، ز، ژ، و، ۀ» – کۀ شکل ء چسبان و جدای ء یکسان‌ئ دارند:

بۀ-دست-آمدۀ، رفت-ؤ-آمد، شست-ؤ-شو، جا-بۀ-جا، در-بر-گیرندۀ، رو-بۀ-رشد

    ۲. در واژگان‌ئ کۀ اَز تکرار ء یک تکواژ پدید می‌آیند:

اَندک-اَندک، تک-تک، شُر-شُر

    ۳. در واژگان‌ئ کۀ دو یا چند جزأ ء هم‌پایۀ دارند:

فارسی-اِنگلیسی، تهران-کاشان، قضیّۀی ء کُشی-ریمان، اِجتماعی-فرهنگی

    ۴. هنگام‌ئ کۀ دو یا چند واژۀی ء ربط-یافتۀ بۀ هم یک جزأ ء هم‌سان داشتۀ باشند‌:

سرهم- ؤ جدا-نویسی (= سرهم‌نویسی و جدانویسی)

روان-، جامعۀ- ؤ مردم-شناسی (روان‌شناسی، جامعۀشناسی و مردم‌شناسی)

    ۵. برای ء نوشتن ء تاریخها‌: ۲۳-۸-۱۳۸۸

خطّ ۆ نگارش