جایگزینیِ واژگان – درامد
اگر واژگانِ فارسی را با نگاهي سنجشگرانه بررسی کنیم، واژگانِ بیگانهیِ بسیاري را میبینیم که از عربی، فرانسه، یونانی، هندی و جز اینها واردِ فارسی شده اند. این واژگان سه دسته اند:
۱. دستهیِ نخست واژگاني اند که در فارسی برابري ندارند و نیاز به واژه ما را وا میدارد تا از دیگران وام بگیریم. این واژگان، بیشتر، در دستگاهِ زبانی و واجیِ فارسی گوارده میشوند و با دیگر واژهها پیوند میخورند. نمونهها بسیار اند؛ از فهمیدن گرفته تا آپارتمان، صندلی و شغال!
۲. دستهیِ دوم آن دسته از واژگانِ عربی اند که در فارسی برابري ندارند (و گاه هم دارند)، ولی ما به جایِ گرفتنِ اسمِ ساده و کوتاه مصدرهایِ پیچیدهتر و قلنبهتر را به فارسی آورده ایم. گاه، حتّا هر دو صورتِ واژه با هم به کار میروند. برایِ نمونه رقص و ترقّص، نشر و اِنتشار، قطع و اِنقطاع.
۳. دستهیِ سوم واژگاني اند که در فارسی یک یا چند برابر دارند ولی به دلایلي به زبانِ فارسی وارد شده اند. این واژگان به دلیلِ همهچیزدانی و فارسیندانیِ ما واردِ فارسی شده اند و تنها زنجیرهیِ مترادفها را دراز و درازتر کرده اند.
واژگانِ دستهیِ نخست را که نمیتوان بیگانه و نافارسی دانست؛ مشکل دستهیِ دوم و سوم است. من فعلن با دستهیِ دوم نیز کاري ندارم، ولی کوشیده ام واژگانِ دستهیِ سوم را در کنارِ برابرِ فارسی-شان بشناسانم. این واژهها را به ترتیبِ الفبا در پُستهایي جداگانه چیده ام تا یافتنِ واژه آسانتر باشد.
برخي از این واژگان در کاربردهایِ گوناگون معناهایِ متفاوتي دارند؛ این معناها را با «؛» از هم جدا کرده ام. گاه خودِ واژهیِ عربی در دو معنایِ متفاوت به کار میرود؛ معناهایِ اینگونه واژگان را هم با شمارهگذاری مشخّص کرده ام.
در پایان، هر گونه نقدِ سازنده یا پیشنهادِ واژه را با رویِ باز میپذیرم – با سپاس.
دریافتِ فایلِ کاملِ واژگانِ جایگزین


