سی‌وب در باره بایگانی فهرست › اشتراک ›

یادِ گذشته‌ها‏

سه شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷‏‏، ساعت ِ 21:34

یاد-اش به خیر آن روزها که می‌دیدم مادر-ام نقشِ گـُلي از تویِ دفتري رویِ پارچه‌یي می‌دوزد و برایِ الگوسازی-اش دفتر و کاغذِ الگو را رویِ میزي ویژه‌یِ این کار می‌گذارد، چراغِ نهاده‌شده در زیرِ میز را روشن می‌کند و سرگرمِ کشیدن از رویِ نقشِ درونِ دفتر می‌شود! یاد-اش به خیر! یاد-اش به خیر آن روزها که گل‌دوزی می‌کردیم!!! هنري بود که دوست-اش می‌داشتیم، ولی به جُرمِ پسر بودن فراموش-اش کردیم.

آن‌چه مرا به یادِ آن روزگار انداخت، کاري بود که امشب کردیم. تمریني داشتیم همراه با رسم! در واقع، رسم همان روشِ حلّ بود. تمرینِ حل‌شده را از دیگران گرفتیم، زیرِ برگه‌یِ خود-اِمان گذاشتیم و از رویِ تمرینِ حلّ‌شده کشیدیم. گاهي هم اگر مشکلي داشتیم، هر دو برگه را بالا برده از نورِ چراغ بهره می‌بردیم.

پرگار و خطّ‌کش تنها ابزارهایي بودند که نیاز داشتیم، نه فکر و اندیشه!

یادبود