س، س – سین
سؤال : ۱. پرسش؛ ۲. درخاست
سؤال کردن : ۱. پرسیدن؛ ۲. درخاست کردن
سابقه : پیشینه
ساحر : جادوگر
ساحل : کناره، کرانه
سارق : دزد، رباینده
ساقط : سرنگون
سالم : تندرست
سامعه : شنوایی
سایر : دیگر؛ دیگران
سبقت گرفتن : پیشی جُستن، جلو زدن
سَحَر : بامداد(ان)
سِحر : جادو
سخاوت : رادی، گشادهدستی
سخیّ : راد، گشادهدست
سرقت : دزدی، دستبرد
سرقت کردن : ربودن، دزدیدن، دستبرد زدن
سُرور : شادی، شادمانی
سریع : چُست، چالاک، چابک، تند
سریعاً [= به سرعت] : تند، به تندی؛ زودسریعالسّیر : تندرو
سعادت : نیکبختی، بختیاری
سعید : نیکبخت، بختیار
سِقط کردن : اَفکندن، اَفگندن
سقوط : سرنگونی
سِلاح : جنگافزار
سلام : درود
سلامت : تندرستی
سلیس : روان
سلیقه : پسند
سمعی بصری : دیداری-شنیداری
سِنّ، سَنه : سال
سوئِ استفاده : سودجویی، کاربردِ بد
سوئِ تفاهم : بدفهمی، برداشتِ بد
سوئِ سابقه : بدپیشینگی، پیشینهیِ بد
سوئِ ظنّ : بدگمانی، گمانِ بد
سوئِ هاضمه : بدگواری، دژگواری
سهلالعبور : آسانگذر
سهلالهضم : خوشگوار
سیّئه : زشت
سیّال : شاره
سیرت : خو


