آسیبشناسیِ نشانهیِ اضافه
نمیدانم مشکل از آموزشِ ضعیفِ فارسی'ست یا از خودِ خط. امّا به هر علّت که باشد، پدیدهیِ ناهنجار ای امروزه رواج پیدا کرده، که بینظمیهایِ نگارشی را افزایش داده است؛ هرچند که میتواند نویدبخشِ تغییر ای سودمند در خطّ و نگارشِ فارسی باشد.
در محیطهایِ دیجیتال، زیاد با چنین واژهها ای روبهرو میشویم:
این که دیگه مثه اون نیست. (شکلِ درست: این که دیگه مثِ اون نیست.)
شکسته عشقی خورده. (شکلِ درست: شکستِ عشقی خورده.)
این ماله من اه. (شکلِ درست: این مالِ من اه.)
با کمي دقّت در واژههایِ برجستهشده، در مییابیم که «ه» در پایانِ آنها از آنِ خودِ واژه نیست، بل که نشانهیِ اضافه است؛ در حال ای که، خودِ «شکسته» و «ماله» واژههایِ دیگر ای اند:
تکّههایِ اون لیوانِ شکسته رو جمع کن.
رویِ گچها ماله بکش.
به نظر میرسد، ننوشتنِ آوا ای که خانده میشود – آن هم واژهیِ مهمّ ای چون نشانهیِ اضافه – به چنین خطاها ای میانجامد.
از همین رو'ست، که در ترانویسی هم، تئکید بر فاصلهدارنوشتنِ نشانهیِ اضافه است:
ŝekast e eŝqi / livân e ŝekaste
mâl e man / mâle ru ye gachâ
وقتِ آن است که آگاهانه، کسرهیِ اضافه را همه جا به کار ببریم و کاربردِ درست اش را به نوآموزانِ فارسی بیاموزیم.


