قابلِ…!
یکي از روشهایِ نادرستِ رایج برایِ ساختنِ صفتِ توانشی۱ کاربردِ واژهیِ «قابل» پیش از واژهیِ اصلی'ست؛ همچون: قابلِدستیابی، قابلِقبول، قابلِانجام، قابلِمطرحكردن!
این صفتها شاید خود-به-خود نامناسب به نظر نرسند، ولی هنگامِ منفی شدن یا ساختنِ صفتهایِ برتر و برترین، زنجیرهیِ درازي از واژهها پدید میآورند؛ برایِ نمونه: غیرِقابلِقبول، غیرِقابلِمطرحکردن، قابلِدستیابیترین!!
در فارسی دو راه برایِ ساختنِ صفتِ توانشی هست که برایِ یک واژه معمولن تنها یکي کاربرد دارد:
۱. «مصدر + ی»: خوردنی، آشامیدنی، باورکردنی، پذیرفتنی، مطرحکردنی، دستیافتنی، دوستداشتنی، انجامشدنی
۲. کاربردِ «پذیر»: دسترسپذیر، تجدیدپذیر، برگشتپذیر
ناگفته پیدا'ست که ساختنِ صفتِ برتر و برترین و نیز منفیسازیِ این صفتها چه آسان است:
ناآشامیدنی، نپذیرفتنی، برگشتناپذیر، دستیافتنیترین، دسترسپذیرترین، دوستداشتنیترین
تهنوشت:۱. صفتِ توانشی شایستگی و امکانِ انجامِ یک کار را بیان میکند. خوردنی یعنی شایستهیِ خوردن: چیزي که میتوان خورد یا باید خورد.


