سی‌وب در باره بایگانی فهرست › اشتراک ›

گنده‌تر از دهن

سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۹‏‏، ساعت ِ 4:26

پرسید: چرا نه؟

گفتم: چون من با همه‌یِ آیین‌هایي که دور-و-برِ ازدواج رو شلوغ کرده مخالف ام. اگه این کار'و بکنم در واقع خود ام'و انکار کرده'م و زیرِ پا گذاشته'م. حالا نمی‌دونم هیچ وقت همچین کسي پیدا می‌شه که ارزشِ همچین کاري رو داشته باشه یا نه!

   

Porsid: Cerâ na?

Goftam: Con man bâ hame ye âinhâ i ke dowrobar e ezdevâj ro ŝoluĝ karde moxâlef am. Age in kâr'o bo konam, dar vâqeë xod am'o enkâr karda'm o zir e pâ gozâŝta'm. Hâlâ ne mi dunam hic vaqt hamcin kas i peydâ mi ŝe ke arzeŝ e hamcin kâr i ro dâŝte bâŝe yâ na!

یادداشت 

تغییري جزئی در روشِ نگارش

سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۹‏‏، ساعت ِ 3:54

     امروز به کاستی‌هایِ روشِ نگارش-ام می‌اندیشیدم:

 ۱. آشکار نبودنِ نشانه‌یِ اضافه (ـِ) پس از بسیاري از حروف؛ همچون: شِ، لِ، مِ، نِ، یِ؛

۲. ناگزیر شدن به نگارش با فونت‌هایِ عربی به دلیلِ نیاز به «ي» (ی با دو نقطه در زیر) برایِ نشانه‌یِ ناشناسی؛

۳. کاربردِ بیش از اندازه‌یِ ریزخط (-) به دلیلِ کاربردِ اضافی پیش از ضمیرهایِ جانشین.

     پس، بر آن شدم در آن تغییراتِ اندکي بدهم:

۱. جایگزینیِ نشانه‌یِ اضافه با «ه» جدا از واژه و چسباندنِ «ی»ِ میانجی به آن:

اسب ه سواری، در ه خانه یه ما، دانش‌آموزان ه کلاس ه دوم ه دبیرستان‌ها یه سراسر ه کشور؛

۲. جایگزینیِ نشانه‌یِ ناشناسی با «ی» جدا از واژه و چسباندنِ «ی»ِ میانجی به آن:

کتاب ی نوشتم، مرد ی آمد، صدا یی برخاست، خانه یی ساخت، یک ی از آن‌ها؛

۳. نیم‌فاصله‌دار نوشتنِ ضمیرهایِ جانشین و نمایشِ حرکتِ الف برایِ جلوگیری از اشتباه شدن با /آ/:

خانه‌ام، کاراَت، سازاَش، یاداِمان، داس‌اتان، زندگی‌اشان؛

پای‌ام، موی‌ات، جای‌اش، خانه‌ی‌امان، موهای‌اتان، کتاب‌های‌اشان؛

پا'م، مو'ت، جا'ش، خانه'مان، موها'تان، کتاب‌ها'شان.



پی‌نوشت:
      نمی‌دانم تغییر ی را که به سرعت ه باد صورت می‌گیرد، می‌توان جزئی دانست یا نه؛ به سخن ی دیگر، به صِرف ه این که محدوده و دامنه یه تغییر کم است، می‌توان آن را جزئی خاند یا سرعت ه دگرگونی را نیز باید در آن اثر داد؟
     گمان نمی‌کردم اندیشه یی که پیش از در میان گذاشتن‌اش با دیگران تغییر می‌کند، این چنین آزاردهنده باشد. این نشان ه آشفتگی نیست؟
خطّ ۆ نگارش 

عکس گرفتن/انداختن

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹‏‏، ساعت ِ 14:25

شما به کوهستان رفته اید، تا از زیبایی‌هایِ طبیعت لذّت ببرید. اگر دوربیني – یا بهتر بگوییم، کمرایي – همراه داشته باشید، دوست دارید عکس بگیرید، از چشم‌اندازهایِ طبیعی، درختان و یا دوستان. کمرا در دستانِ شما'ست و شما از هر چیز و هر کس که دوست دارید، عکس می‌گیرید. زماني که از عکس گرفتن خسته شدید، می‌نشینید و عکس‌های اتان را می‌بینید؛ عکس‌هایي که شما گرفته اید. این عکس اتان را دوست دارید، ولی آن دیگری را نه، تار شده است.

حالا می‌خاهید عکس بیندازید. کمرای اتان را به یکي از دوستان می‌دهید تا از شما عکس بگیرد. شما و دیگر دوستان کنارِ هم می‌ایستید تا عکس بیندازید. یکي از دوستان اتان می‌خاهد با شما، تنها عکس بیندازد. شما هم می‌پذیرید و کنارِ او می‌ایستید. سپس، عکس از خود اتان را می‌بینید. چه خوب شده! این عکس از شما عالی'ست ولی آن عکس از دیگر دوستان خوب از آب در نیامده.

برایِ ابهام‌زدایی از جمله‌هایِ عکاسی پیشنهادِ من کاربردِ دو فعلِ عکس گرفتن و عکس انداختن است:

• عکس گرفتن برایِ زماني که شما کمرا در دست دارید و عکس می‌گیرید: این‌ها عکس‌هایِ شما'ست. یعنی شما در آن‌ها نیستید، ولی صاحبِ آن‌ها اید.

• امّا عکس انداختن برایِ زماني که شما روبه‌رویِ کمرا هستید: دیگری از شما عکس می‌گیرد و شما عکس می‌اندازید، چه تنها و چه با دیگران. این‌ها عکس‌هایي از شما'ست. یعنی شما در آن‌ها هستید.

  

ŝomâ be kuhestân rafte id, tâ az zibâihâ ye tabiat lazzat be barid. Agar durbin i – yâ behtar be guim, kamerâ i – hamrâh dâŝte bâŝid, dust dârid aks be girid, az ceŝmandâzhâ ye tabii, deraxtân va yâ dustân. Kamerâ dar dastân e ŝomâ'st o, ŝomâ az har ciz o har kas ke dust dârid, aks mi girid. Zamân i ke az aksgereftan xaste ŝodid, mi neŝinid o, akshâ y-etân râ mi binid; akshâ i ke ŝomâ gerefte id. In aks etân râ dust dârid, va li ân digari râ na, târ ŝode ast.

Hâlâ mi xâhid aks bi y-andâzid. Kamerâ y-etân râ be yek i az dustân mi dehid, tâ az ŝomâ aks be girad. Ŝomâ vo digar dustân kenâr e ham mi istid, tâ aks bi y-andâzid. Yek i az dustân etân mi xâhad bâ ŝomâ, tanhâ aks bi y-andâzad. Ŝomâ ham mi pazirid o, kenâr e u mi istid. Sepas, aks az xod etân râ mi binid. Ce xub ŝode! In aks az ŝomâ âli'st, va li, ân aks az digar dustân xub az âb dar na y-âmade.

Barâ ye ebhâmzodâi az jomlehâ ye akkâsi, piŝnehâd e man, kârbord e do feël e "aksgereftan" o "aksandâxtan" ast:

• Aksgereftan barâ ye zamân i ke ŝomâ kamerâ dar dast dârid o, aks mi girid: inhâ akshâ ye ŝomâ'st. Yaëni ŝomâ dar ânhâ nistid, va li, sâheb e ânhâ id.

• Ammâ aksandâxtan barâ ye zamân i ke ŝomâ ruberu ye kamerâ hastid: digari az ŝomâ aks mi girad o, ŝomâ aks mi andâzid; ce tanhâ va ce bâ digarân. Inhâ akshâ i az ŝomâ'st. Yaëni ŝomâ dar ânhâ hastid.

انشا و نویسش 

الاهه / الهه

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹‏‏، ساعت ِ 6:46
با ریشخند گفت: «چرا «الاهه» رو این جوری نوشت'ای؟»

گفتم: «با حروفِ انگلیسی بنویس»؛ نوشت: «Elahe».

پرسیدم: «این a بعد از l چی اه؟»

هیچ چی نگفت. نمی‌دانم کم آورد یا قانع شد!

خطّ ۆ نگارش