[واپسین ویرایش: یکشنبه ۲۱-۶-٨٩]
۱. نشانهیِ اضافه:
نشانهیِ اضافه آن صدایِ /e/ است۱ که واژهها را به هم ارتباط میدهد؛ این ارتباط میتواند اضافی یا وصفی باشد.
دربایستترین نیازِ خطِّ پارسی نمایشِ این تکواژِ مهمّ و اثرگذار است. سادهترین راهکار در این مرحله – به عنوانِ آغازِ کار – قراردادِ نویسـهیِ «-ِ» در پایانِ واژه است. این نویسه همهجا، بیاستثنا، نوشته میشود و تنها پس از حروفِ صدادارِ پایانِ واژهها در پیِ «ی»ِ میانجی میآید.
کتابِ خوب، اسبِ سواری، درِ خانهیِ ما، دانشآموزانِ کلاسِ دومِ دبیرستانهایِ سراسرِ کشور
۲. نشانهیِ ناشناسی:
دربایستترین نویسهیي که باید به خطِّ پارسی افزوده شود، نشانهیِ ناشناسی'ست. جدا کردنِ این «ی» با انواعِ دیگرِ «ی» خاندن و درکِ جملههایِ پارسی را بسیار روانتر و آسانتر میسازد. این نشانه را میتوان با «ي»ِ چسبان نمایش داد، که پس از حروفِ صدادار با «ی»ِ میانجی همراه میشود.
کتابي نوشتم. مردي آمد. صدایي برخاست. خانهیي ساخت. یکي از ده تا
۳. جدانویسی و فاصلهگذاری:
آ) هر واژهیِ مستقل باید فاصلهدار از دیگر واژگان نوشته شود. کاربردِ فاصله به ویژه پس از حرفِ اضافهیِ «به»، پیش از حرفِ ربطِ «که» و نیز پیش از فعلهایِ «ام، ای، است، ایم، اید، اند» ضروری'ست.
به تو نگفته. من ام. خوشحال ایم. این است که میگفتم.
ب) اجزایِ معنادارِ یک واژه نیمفاصلهدار نوشته میشوند. همچنین، نیمفاصلهدار نوشتنِ نشانههایِ «ها، تر، ترین»، «می» در فعلِ استمراری و نیز پیشوندها برایِ نمایشِ بهتر-اشان اهمّیت دارد.
اسبها، درختها، مهمّتر، بزرگترین، میگذارد، میرفت، بهسزا، بیادب، ناپاک
پ) پیش از نشانههایِ نگارشیِ۲ تکی، همچون نقطه، ویرگول و دونقطه، فاصله گذاشته نمیشود؛ ولی پس از آنها چرا:
من رفتم، ولی او را ندیدم.
کیف، کتاب، دفتر و… .
ت) درونِ نشانههایِ نگارشیِ دوتایی، همچون کمان و قلّاب، فاصله گذاشته نمیشود؛ ولی بیرون-اشان چرا:
این فرایند (پروسه) را بازترکیب مینامیم.
او گفت: «ساکت!»
۴. ضمیرهایِ جانشین (پیوسته):
ضمیرهایِ «اَم، اَت، اَش، اِمان، اِتان، اِشان» را جانشین مینامیم، چرا که جانشینِ ضمیرهایِ اصلی (من، تو، او، ما، شما، ایشان) میشوند؛ آنها را پیوسته هم مینامیم، زیرا همواره به دنبالِ واژهیِ دیگری میآیند و هرگز به تنهایی به کار نمیروند، نه به دلیلِ چسبان نوشتن-اشان.
برایِ خاندنِ بهتر و دریافتِ آسانترِ معنایِ جمله باید این ضمیرها را جدا از واژهیِ پیش از خود نوشت؛ امّا فاصلهدار نوشتن-اشان باعثِ اشتباه شدنِ این ضمیرها با واژگانِ همانند و قطعِ پیوندِ آواییِ آنها با واژهیِ پیش از خود میشود؛ پس در قاعدهیي بیاستثنا آنها را با ریزخط (-) از واژهیِ پیش از خود جدا میکنیم.
خانه-ام، کار-ات، ساز-اش، یاد-امان، داس-اتان، زندگی-اشان
میانِ این ضمیرها و حروفِ صدادار گاهي «ی»ِ میانجی نشسته:
پای-ام، موی-ات، جای-اش، خانهی-امان، موهای-اتان، کتابهای-اشان
و گاهي صدایِ آغازین-اشان میحذفد:
پا-م، مو-ت، جا-ش، خانه-مان، موها-تان، زندگی-شان.
این ضمیرها در دو معنایِ اضافی و مفعولی به کار میروند:
آ) اضافی: پس از حرفِ اضافه یا اسم میآیند:
کتاب-ام را از-ام گرفت.
ب) مفعولی: پس از فعل میآیند و نقشِ مفعول میگیرند. در فعلهایِ دو-جزئی (چه پیشوندی و چه ترکیبی) گاهي پس از بخشِ نخستِ فعل میآیند. حتا گاهي پس از فعل میآیند و باعثِ حذفِ حرفِ اضافه هم میشوند.
دید-ام، آمد جلو و سلام-ام داد. (مرا دید، آمد جلو و به من سلام داد.)
۵. حذفِ روشِ نگارشِ عربی:
یکي از آزاردهندهترین اِشکالهایِ خطِّ پارسی زورآوریِ روشِ نگارشِ عربی و در-هم-تنیدگیِ آن دو'ست، به نحوي که برایِ خاندن و نوشتنِ پارسی باید روشِ نگارشِ عربی را هم فراگرفت. برایِ حلِّ این مشکل، به سادگی، میتوان حروفِ ناخانا و نشانههایِ ویژهیِ نگارشِ عربی از خطِّ پارسی حذفاند:
آ) تنوین: برایِ حذفِ تنوین، نخست باید کوشید تا برابرهایي برایِ واژگانِ تنویندارِ عربی یافت، و سپس اگر پیدا نشد تنوین را با «ـَن» نوشت۳؛ برایِ نمونه:
واقعاً: در واقع، به راستی، واقعن
فعلاً: یکچند، تا چندی، فعلن
ب) ة: این نشانه در پارسی جایگاهي ندارد و صدایِ /t/ تنها به دو شکلِ «ت» و «ط» نوشته میشود. «ة» در پایانِ واژگانِ عربیِ واردشده در پارسی به «ه» یا «ت» بدل میشود؛ برایِ نمونه:
إرادة: اراده، ارادت
زکوة: زکات
حجّة: حجّت
آیة: آیه
پ) الفِ کوتاه: این نشانه نیز باید از پارسی بحذفد و همهجا به شکلِ «ا» نوشته شود تا در خاندن-اش مشکلي پیش نیاید.
الاهیات، طاها، حتا، تقوا، زکات
۶. کاربردِ ریزخط (-):
آ) در ترکیبهایي که بیش از دو جزئِ مستقلّ دارند؛ همچنین، برایِ تأکید بر جدانویسی، به ویژه پس از حروفِ تکچسب:
به-دست-آمده، رفت-و-آمد، شست-و-شو، در-بر-گیرنده، رو-به-رشد
ب) در واژگاني که از تکرارِ یک تکواژ پدید میآیند:
اندک-اندک، تک-تک، شُر-شُر
پ) در واژگاني که دو یا چند جزئِ همپایه دارند:
پارسی-انگلیسی، تهران-کاشان، قضیهیِ کُشی-ریمان، اجتماعی-فرهنگی
ت) هنگامي که دو یا چند واژهیِ ربطیافته به هم یک جزئِ همسان داشته باشند:
سرهم- و جدا-نویسی (= سرهمنویسی و جدانویسی)
روان-، جامعه- و مردم-شناسی (= روانشناسی، جامعهشناسی و مردمشناسی)
۷. نمایشِ حذفِ حروف:
برایِ هرچه نزدیکتر کردنِ نوشتار به گفتار، بر آن شدیم تا حروفِ ناخانا را حذف کنیم. گاهي، به دلایلي همچون آسانتر شدنِ واگفتِ جمله یا وزنِ شعری، یکي از حروفِ آغازین یا پایانیِ واژهها میحذفند. برایِ اعلامِ این حذف و نمایشِ این پیوستگیِ آوایی – به پیشنهادِ دوستِ گرامی آقایِ احمدِ اکبری – از نشانهیِ «'» بهره میگیریم. با کاربردِ این نشانه، میتوان زبانِ گفتار را نیز به شکلي روشمند و روشن نگاشت.
[در نوشتار:]
کتابي'ست زیبا. (= کتابي است زیبا)
تو ک'از محنتِ دیگران بیغم ای… (= تو که از محنتِ…)
[در گفتار:]
من'ام میآم. (من هم میآم)
این کتاب'و خوندی؟ [با تکیه بر /خو/] (= این کتاب رو خوندی)
این کتاب'و خوند'ای؟ [با تکیه بر /دی/] (= این کتاب رو خونده ای)
۸. افزایشِ نویسهها:
یکي از بهترین کارها برایِ جلوگیری از نادرستخانیِ واژههایِ پارسی افزودنِ نمادهایِ تازه به خطِّ پارسی'ست تا صداهایِ مختلفي که هماکنون با یک حرف نمایش داده میشوند، هر یک نشانهیي جداگانه بیابند. برایِ نمونه حرفِ «ی» برایِ نمایشِ صداهایِ /y/ و /i/ به کار میرود که گاهي خاندن را دشوار میکند.
آ) همزه در آغازِ واژه به شکلِ «ا» نمایش داده میشود که بهتر است حرکتِ آن روی-اش گذاشته شود و در میانه یا پایانِ واژه به شکلِ «ئ».
آب، این، او، ابر، اِشکال، اُستاد، تئاتر، سئال (به جایِ سؤال)، مئسّس (به جایِ مؤسّس)، توئم (به جایِ توأم)، جرئت، جزئ
با توجه به این قرارداد، نویسههایِ «ء» و «ؤ» از خط میحذفند و همزه هرگز به هیچ یک از این شکلها نگاشته نمیشود.
ب) صدایِ /y/ با نویسهیِ «ێ» نمایش داده میشود تا از «ی» با صدایِ /i/ جدا شود.
/y/: ێاوه، سێل، بێن، کێ، دێر
/i/: ایثار، میز، گیره، کی، دیر
پ) صدایِ /v/ با نویسهیِ «ۆ»، صدایِ /o/ با نویسهیِ «ۇ» و صدایِ /ow/ با نویسهیِ «ۏ» نمایش داده میشود تا از «و» با صدایِ /u/ جدا شود.
/v/: ۆلی، مۆفق، جۆ (اتمسفر)
/o/: خۇد، نخۇدچی، من ۇ تو
/ow/: رۏشن، قۏم، جۏ ۇ گندم
/u/: بو، سو، کوشک، جویِ آب
ت) صدایِ /e/ در پایانِ واژه با نویسهیِ «ة» و صدایِ /a/ در پایانِ واژه با نویسهیِ «ۀ» نمایش داده میشود تا با «ه» با صدایِ /h/ جدا شود.
/e/: بة، کة، پیشینة، میوة، مهرة
/a/: نۀ، [گفتار:] مغازۀ-ش'و فروخت
/h/: ماه، میوةیِ به
۹. تغییرِ نشانهیِ اضافه و ناشناسی:
اکنون با توجه به تغییراتِ صورتگرفته در نگارشِ پارسی و قراردادِ نویسههایِ تازه برایِ صداهایي که پیشتر با یک حرفِ یکتا نمایش داده میشدند، میتوان نشانهیِ اضافه را با «ة» و فاصلهدار نمایش داد. به این سان، میتوان «ی»ِ میانجی را به آن چسباند.
اسب ة سواری، در ة خانة یة ما، صدا یة پا یة آب
با جدا نوشتنِ نشانهیِ اضافه، میتوان نشانهیِ ناشناسی را نیز فاصلهدار نوشت؛ به این سان نیازي به قراردادِ نویسهیِ تازهیي هم برایِ آن نیست:
کتاب ی خاندم. مرد ی را دیدم. صدا یی برخاست.
با این کار، گونهیي هماهنگی و قاعدهیي بیاستثنا برایِ این دو نشانهیِ مهمّ پدید میآید.
با در نظر گرفتنِ این تغییرات در خطِّ پارسی میتوان آرایشِ کلیدهایِ صفحهکلیدِ کامپیوتر را نیز بر پایهیِ نیازهایِ خط تغییر داد.
۱۰. حذفِ حروفِ همآوا:
در پایانِ کار، میتوان حروفِ همآوا را تنها به یک شکل نوشت؛ برایِ نمونه، به جایِ «ث» و «ص» همهجا «س» گذاشته شود. این کار علاوه بر تغییرِ عمدهیِ چهرهیِ خطّ، کارِ فرهنگنویسی را نیز با دشواریهایي همراه میکند. همچنین، هرچند یادگیریِ خطّ را آسانتر میکند، درکِ مطلب را میتواند در جاهایي با چالش رو-به-رو کند.
باری، با حذفِ حروفِ همآوا میتوان برایِ هر واجِ پارسی یک نمادِ مستقل قرار داد. آنگاه، میتوان همزهیِ آغازین را نیز از نوشتار حذفاند؛ یعنی واکههایِ /â/ و /i/ و /u/ را همهجا تنها به شکلِ «ا»، «ی»، «و» نشان داد. همچنین واکهیِ /a/ را در آغاز با نویسهیِ «أ» و در پایان با «ۀ» و نیز واکهیِ /e/ را در آغاز با نویسهیِ «إ» و در پایان با «ة» نمایش میدهیم.
اب /âb/، و /u/، ین /in/، أبر /abr/، نۀ /na/، إشکال /eŝkâl/، کة /ke/، ۇستاد /ostâd/، ۏج /owj/
در پایان، برایِ سنجشِ بهتر، نوشتهیي برایِ نمونه به چند روشِ گوناگون نگاشته شده است.
تهنوشتها:
۱. این نشانه از دیرباز به شکلِ صدایِ /i/ بوده و هنوز هم در زبانِ دری به همین صورت واگفته میشود. این نشانه در خطِّ پهلوی نویسهیي جدا و مستقلّ دارد که فاصلهدار از واژههایِ پیش و پس از خود نوشته میشود.
۲. کاربرد و جایگاهِ نشانههایِ نگارشی را در این نوشته بخانید.
۳. نگارشِ تنوینِ واژگانِ عربی به شکلِ «ـَن» به معنایِ کاربردِ بیپروایِ این نشانه برایِ ساختنِ قید در پارسی نیست. بسیاري از قیدهایِ تنویندار که از عربی واردِ پارسی شده اند، دستِ کم یک برابر در پارسی دارند و از همهیِ آنها، کمابیش، میتوان با دستورِ زبانِ پارسی قید ساخت. با آگاهی از این نکته باید کوشید حضورِ تنوین را در خطِّ پارسی کمرنگ و کمرنگتر کرد. سپس چند واژهیي را که نمیتوان به پارسی برگرداند، به صورتِ یک قیدِ ساده و بسیط در پارسی پذیرفت و پیروِ شیوهیِ نگارشیِ پارسی نگاشت؛ همچون لطفن، معمولن. فهرستي از این بربرنهادهها را در پیوست میبینید.
«« بخشِ پیشین | بخشِ پسین »»