[واپسین ویرایش: پنجشنبه ۱۴-۵-۱۳۸۹]
ابداً: تا ابد، هرگز
احتمالاً: احتمال دارد، شاید
اخیراً: به تازگی
استثنائاً: به استثنا
اصلاً: در اصل، به هیچ روی
الی: تا
بالأخره: سرانجام
بالعکس: به عکس
بعداً: سپستر
بعلاوه: همچنین، افزون بر این
بلافاصله: بیدرنگ
بنا بر این: پس، از این رو
تدریجاً: به تدریج، کم-کم
تقریباً: با تقریب، کمابیش
جمعاً: سرجمع، در جمع، رویهم
حتماً: به حتم، بیشکّ، بیگمان
حقیقتاً: در حقیقت، به راستی
خصوصاً: به خصوص، به ویژه
دائماً: همیشه، پیوسته
دقیقاً: به دقّت، درست
ذاتاً: در ذات (سرشت)
ذیلاً: در ذیل، در ادامه، در زیر
سریعاً: به سرعت، به تندی، تند، زود
شخصاً: به شخصه، خودِ
[من شخصاً: خودِ من، من خود-ام]
شدیداً: به شدّت، به سختی، سخت
صراحتاً، صریحاً: به صراحت، آشکارا
صرفاً: فقط، تنها
ضمناً: در ضمن، همچنین
ظاهراً: در ظاهر، به ظاهر
علی ایّ حال: به هر حال، به هر روی، باری
عمدتاً: عمدگی [قیاس از همگی]
[نظراتِ پیشین عمدتاً دربارهیِ…: عمدهیِ نظراتِ پیشین دربارهیِ…]
عملاً: در عمل
عموماً: عموم ِ
عمیقاً: بسیار
غالباً: اغلب، بیشترینه
فعلاً: تا چندي، یکچند
فوراً: فوری، بیدرنگ
فی نفسه: خود-به-خود
قاعدتاً: به قاعده
قبلاً: پیشتر
قطعاً: به قطع، بیگمان
کاملاً: همگی، سراسر، یکپارچه
کلّاً: در کلّ، همگی، سراسر
لاجَرَم: به ناچار، ناگزیر
لزوماً: ناگزیر
لغایت: تا
لهذا: از این رو
متساویاً: به تساوی، یکنواخت، یکسان
متوالیاً: به توالی، پیوسته، پیاپی، پی-در-پی
مثلاً: برایِ نمونه
مجموعاً: در مجموع، رویهمرفته
مرتّباً: پی-در-پی، پیوسته
مستقیماً: یکراست
مسلّماً: هر آینه، بیگمان
مطمئنّاً: بیگمان
معهذا (معهذا): با این همه
معمولاً: معمول است
مفصّلاً: به تفصیل، به گستردگی
منبعد: پس از این، از این پس
موقّتاً: تا چندي، یکچند
نتیجتاً: در نتیجه، از این رو
ندرتاً: به ندرت
نسبتاً: به نسبت، تا اندازهیي، کمابیش
نهایتاً: در نهایت، در پایان، سرانجام
واقعاً: در واقع، به راستی
یقیناً: به یقین، بیگمان، بیشکّ
اگر قیدي عربی به ذهن-اتان میرسد که در اینجا نیامده، به من پیشنهاد کنید – با سپاس.